مهسان مهسان پروفایل

۱۳۹۸/۱۱/۲۳ چهارشنبه - ۰۰:۱۳


مادربزرگ

سلام
حالت خوبه
نمیدونم چی بگم وقتی اسمت می یاد چشم هام پر اشک میشه یاد این می یوفتم چه کارها که میتونستم در حقت بکنم نکردم
می دیدم روز به روز داره عضلاتت از کار می یوفته
اولش از پاهات شروع شد در اخر هم ریه هات از کار افتاد
تو جلو روم بودی برای شادیت کاری نکردم
وقتی از شدت درد فریاد میزدی من فقط به این فکر میکردم که فردا امتحان دارم و باید بخونمش قصدم بی اعتنایی نبود ولی بی اعتنایی کردم
لطفا من رو ببخش
مادر بزرگ به حق حضرت فاطمه که روز تولدش رو به نام همه مادر ها زدن منو ببخش
از موقعی که رفتی این عذاب وجدان لحظه ای راحتم نذاشته
دوستت داشتم و دارم
دلتنگ تو نوه ی بی معرفتت 😢

۴ نفر این نوشته را پسندیده‌اند.