mahin mahin پروفایل

۱۳۹۸/۱۱/۲۶ شنبه - ۲۳:۲۴


دست نوشت

گاه گاهی که پشت آن میز چوبی پیر و پنجره عاشق غمگین مینشینم قلم به سمتم می دود و مجبور به نوشتن میکند مرا و بی اعتنا به اعتراظات من به کارش ادامه میدهد .شاید اوهم مثل من تنهاست و با دیدن من وقت را طلا میبیند و میخواهد از ثانیه به ثانیه این لحظه های با من بودن استفاده کند شاید قلم هم عاشق است درست ممثل من شاید قلم هم تنهاست درست مثل من شاید قلم هم مثل من سالهاست چشم به این پنجره دوخته .چه مثلث عشقی تشکیل دادیم من و پنجره عاشق و قلم منتظر...




لطفا نظرتونو راجب متنی که نوشتم بگید

۶ نفر این نوشته را پسندیده‌اند.