فرید فرید پروفایل

۱۳۹۸/۱۰/۳۰ دوشنبه - ۰۳:۴۵


دانشجوی جدید

لیلای عزیزم،
امروز در دانشگاه، یک همکلاسی جدید پیدا کردم، اسمش علی است. بلد است چطور بپوشد و چطور سخن یک ویو که دیگران خامش شوند، نه اینکه کار بدی باشد، منظورم این است که انگار قفل دل همه را بلده.
حرفهای علی تمامی‌ ندارد‌. میگوید از بچگی دوست داشته گوینده بشه و واسه همین اینقدر خوب میتونه حرف بزنه.
وقتی از خاطراتش میگه، صورتش سرخ میشه. میگه یه بار نامه را به اقلید خانم تو کوچه داده و سریع دور شده و دیگه هیچوقت سر راهش قرار نگرفته تا رویا و خیالی که از اقلید برای خودش ساخته، خراب نشه.

۱ نفر این نوشته را پسندیده‌اند.