fatemeh fatemeh پروفایل

۱۳۹۸/۱۱/۲ چهارشنبه - ۱۸:۲۲


^^

پشت تلفن بغض کرده بود ، چند دقیقه مکث کرد، یهو گفت : ببین می‌دونی آدما ذاتن اینطورین ، دست خودشون نیست ، میبینن یکی دوسشون داره شُل میکنن ، نمیتونن اون قلب بی صابی که تو دستشون دادیمو خوب نگهدارن ، دستشون به لرزه میوفته میندازنش پایین تهشم میگن« اَه افتاد ! » تقصیر منو تو هم نیستا ما آدمیم، آدم .. میبینیم یکی دوسمون داره رَم میکنیم!.

]‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

۳ نفر این نوشته را پسندیده‌اند.