معنی فارسی کلمه Abrupt

تند، پرتگاه‌ دار، سراشیبی‌، ناگهان‌، ناگهانی‌، بیخبر،، درشت‌، جداكردن‌.

کاربرد Abrupt در جمله

1. Bunting was nerved to Abrupt action .

2. but it's: got my-- got-- an Abrupt stop for the word , then the word 'my' .

ثبت نام سریع

اکانت خود را بسازید و از ریمرسی لذت ببرید.