معنی فارسی کلمه admonished:

اندرز

کاربرد admonished در جمله:

1. When they arrived at the office , he was shut up in a little room by himself , and admonished by Mr .
معنی admonished

صفات مرتبط با admonished:

دنیایی از ویدیوهای سطح‌بندی شده برای یادگیری شما

مسیرهای یادگیری گام به گام، متمایز و جذاب

کلمات مرتبط با admonished:

معنی  admonished به فارسی