معنی فارسی کلمه Acquaintance:

اشنایی‌، سابقه‌، اگاهی‌، اشنا، اشنایان‌.

کاربرد Acquaintance در جمله:

1. Choose somebody who you consider to be an Acquaintance and make a point of learning something new about his or her interests .
معنی Acquaintance

صفات مرتبط با Acquaintance:

دنیایی از ویدیوهای سطح‌بندی شده برای یادگیری شما

مسیرهای یادگیری گام به گام، متمایز و جذاب

کلمات مرتبط با Acquaintance:

معنی  Acquaintance به فارسی