معنی فارسی کلمه Accordance:

جور بودن‌، مط‌ابقت‌، وفق‌، توافق‌، تط‌ابق‌، موافقت‌.

کاربرد Accordance در جمله:

1. Hall asserts . Directly the first crate was , in Accordance with his directions , carried into the parlour , the stranger flung himself upon it with extraordinary eagerness , and began to unpack it , scattering the straw with an utter disregard of Mrs .
معنی Accordance

صفات مرتبط با Accordance:

دنیایی از ویدیوهای سطح‌بندی شده برای یادگیری شما

مسیرهای یادگیری گام به گام، متمایز و جذاب

کلمات مرتبط با Accordance:

معنی  Accordance به فارسی