معنی فارسی کلمه Abroad:

پهن‌، گسترش‌ یافته‌، وسیع‌، خارج‌، بیرون‌، خارج‌ از كشور،، بیگانه‌، ممالك‌ بیگانه‌.

کاربرد Abroad در جمله:

1. He rarely went Abroad by daylight , but at twilight he would go out muffled up invisibly , whether the weather were cold or not , and he chose the loneliest paths and those most overshadowed by trees and banks .
معنی Abroad

صفات مرتبط با Abroad:

دنیایی از ویدیوهای سطح‌بندی شده برای یادگیری شما

مسیرهای یادگیری گام به گام، متمایز و جذاب

کلمات مرتبط با Abroad:

معنی  Abroad به فارسی